![]() |
![]() |
|
| بنال ای نی که یارم در نماز است ... سرا پا ناز است و در حال نیاز است |
|
در نظام هستی کوچکترین خلافی راه ندارد یک نقطه ای بی علت گذاشته نشده است و حیف است که ما این دفتر الهی را با افکار و اقوال و نیات پلید پر کنیم بزرگترین و مهمترین کتاب الهی انسان است خلاف فکر کردن، خلاف نوشتن، خلاف خواندن حتی در خواب انسان اثر می گذارد. حضرت علی (ع) جوانی را در یکی از کوچه های کوفه مشاهده نمود که اشعار هرزه می خواند فرمودند: چرا وجود خودت را چرا دفتر وجودت را با این هرزه ها پر می کنی؟ گوش کردن ، یا حتی به گوش رسیدن سخن بدون اراده که سماع است اثر دارد ذات ما نوار می گیرد ولو سماع باشد و استماع نباشد. یک آخوند در جایی گرفتار شده بود آنها هم با آلات می نواختند این هم می گفت : خدایا تو گواهی که سماع است نه استماع دیگر نمی داند که در اثر فرقی ندارد اگر چه گناه نداشته باشد ولی اثر وضعی خودش را همراه دارد در شرع مقدس در مورد کودک خردسال می فرماید " در گوش او اذان بگویید چون اثر دارد" این یک نوار گرفت و اثرش در او هست. مهمترین کاری که ما داریم اینست که خودمان را درست بسازیم و ما با تمام شئون داریم خودمان را می سازیم چه خودآگاه و چه ناخودآگاه " علم و عمل انسان سازند" آن آقا خودسازی نکرده یک چند کلمه عربی یاد گرفته ، حرف هم نشنیده، استاد هم ندیده، سراغ کتب روائی می رود و دست به قلم می کند روایت را درک نکرده می گوید اینها دیگر چیست به عنوان مثال در روایت دارد که مردگان می گویند آن لقمه ای که پیش سگ می اندازی نیت ما را بکنید به نیت ثواب بر ما بیندازید برای ما کارساز است به درد ما می خورد آینن آقا چون درس نخوانده استاد ندیده حرف نشنیده درک نمی کند روایت را رد می کند و می گوید جعلی است تو خود را باید اصلاح کنی! شما به جعل ، قلم به دست گرفته ای. تو را گر دیده تنگ است و تاریک مکن عیب نکات تیز و باریک |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت 17:10 توسط ... |
|
|
جهنم وقتی آغاز میشود
که خدا به تو این قدرت را اعطا میکند تا ببینی که چه کارهائی را میتوانستی انجام دهی، چه کارهائی را باید انجام میدادی چه کارهائی را میخواستی انجام دهی... ولی انجام ندادی |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت 2:45 توسط ... |
|
|
سخني چند در آداب سائر الي الله بياوريم كه پا در كفش بزرگان كنيم و تشبه به آنان كه : "من تشبه بقوم فهو منهم" آرزو بر جوانان عيب نيست
آداب پانزده گانه در رساله لقاء الله
رسول الله فرمود: قرآن سفره الهي(ادبستان الهي) است پس از اين ادبستان به مقدار استطاعتتان تعليم گيريد و همانا تهي ترين خانه ها آن است كه از كتاب خداوند تعالي تهي باشد پس اي اخوان صفا و خلان وفا به مادبه اي آييد كه در آن مادبه آنچه اشتهاي جان داريد موجود است و آنچه چشمها را مي برد متحقق است عرفان و برهان و قرآن از هم جدايي ندارند و عرفان و برهان از بطون و اسراند و بيانگر زبان منطق وحي اند و قرآن و عرفان و برهان مساوي با انسان كاملند كه حجت الله و قطب عالم امكان و واسطه فيض الهي و معصوم است و جان او وعاي حقايق قرآن است
در مورد آداب 15 گانه مذكور در رساله لقاءالله به نحو مبسوط مطالب عرشي به عنوان نفحات انس در معرض نفوس شيق به كمال قرار گرفته است در مورد هركدام كه مي خواهيد در قسمت نظرات عنوان كنيد تا توضيح و شرح بيشتري ارائه شود
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت 4:48 توسط ... |
|
|
بود عين عفو تو عاصي طلب عرصه عصيان گرفتم زان سبب چون بستاريت ديدم پرده ساز هم بدست خود دريدم پرده باز رحمتت را تشنه ديدم آبخواه آبروي خويش بردم از گناه -----------------------------
در اين شب ها مارا ندا در مي دهند و دعوت مي كنند كه اي فلاني! به سوي فرمانبرداري خداوند روي آور و به سوي رحمت خداوند بازگرد! به كمالاتي روي نما كه شايسته و لايق توست! خويش را از زندان دنيا و زنجير هوا و هوس برهان!
بال بگشا و صفير از شجر طوبي زن حيف باشد چو تو مرغي كه اسير قفسي
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 4:53 توسط ... |
|
|
این سببها بر نظرها پرده هاست
که نه هر دیدار صتعش را سزاست دیده ای باید سبب سوراخ کن تا حجب را برکند از بیخ و بن تا مسبب بیند اندر لامکان هرزه بیند جهد و اسباب دکان ----------------------------------------------- گر وعده دوزخ است و یا خلد غم مخور بیرون نمی برند تو را از دیار دوست ------------------------------------------- تو بندگی چو گدایان به شرط مزد نکن که خواجه خود صفت بنده پروری داند
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهارم شهریور 1388ساعت 14:44 توسط ... |
|
|
سرخوش ز سبوی غم پنهانی خویشم چون زلف تو سرگرم پریشانی خویشم در بزم وصال تو نگویم ز کم و بیش چو آیینه خو کرده به حیرانی خویشم لب باز نکردم به خروشی و فغانی من محرم راز دل طوفانی خویشم یک چند پشیمان شدم از رندی و مستی عمریست پشیمان ز پشیمانی خویشم بشکسته تر از خویش ندیدم به همه عمر افسرده دل از خویشم و زندانی خویشم هرچند امین بسته به دنیا نیم اما دلبسته یاران خراسانی خویشم |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388ساعت 20:12 توسط ... |
|
|
شنیدم سخنی خوش که پیر کنعان گفت
فراق یار نه آن می کند که بتوان گفت حدیث قول و قیامت که گفت واعظ شهر کنایتی است که از روزگار هجران گفت
سوختم ز اتش هجران تو ای یار بیا تا نکشته است مرا طعنه اغیار بیا من همه عمر تو را جستم و نیافتم تو عنایت کن یک لحظه به دیدار بیا من که از کوی طبیبم نگرفتم خبری تو که دانی چه گذشت به بیمار بیا جان به تنگ آمده بسی در قفس کهنه به تن بهر آزادی این مرغ گرفتار بیا |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت 14:4 توسط ... |
|
|
یک لحظه داغم می کشی یک دم به باغم می کشی
پیش چراغم می کشی تا وا شود چشمان من هفت آسمان را بر درم و از هفت دریا بگذرم گر دلبرانه بنگری در جان سر گردان من ---------------------------------------- ما از تو نداریم به غیر تو تمنا حلوا به کسی ده که محبت نچشیده است |
|
+ نوشته شده در
شنبه دهم مرداد 1388ساعت 11:42 توسط ... |
|
|
خدایا به من آرامشی بده.. که در آن آرامش٫ تو را فریاد زنم نه آن آرامشی که در آن تو را از یاد برم و خود را بر باد دهم .... تا دیشب می گفتم .... تنهايي.... تنهايي بد نيست ،خوب هم نيست ... فكرهاي درهم ريخته و احساسات مچاله وشلخته شده درونم را دوست ندارم از خوبيهاو بدي هاي بي مقدمه خسته ام درونم باراني است از اين همه درهم ريختگي ذهنم با خود فكر مي كنم ....
يك اتفاق ساده چقدر زود تمام ميشود.. به افكارم نهيب ميزنم آرام باش تا به شلختگي هاي ذهنم اضافه نشود
چرا قلبم آرام نمي گيرد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چرا مني كه سالهاي طولاني ثناء گوي تو هستم به دنباله بهانه وقت نماز ميگردم من و حمد و آفتاب رو به غروب... حضور تو را هم ديگر نمي فهمم!!!!!!!!! *ولی دیشب ... ناگهان در آن حال، پروردگار را در قلبم احساس كردم.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و نهم تیر 1388ساعت 23:24 توسط ... |
|
|
گفتم: چقدر احساس تنهایی میکنم گفتی: فانی قریب .:: من که نزدیکم (بقره/ ۱۸۶) ::. گفتم: تو همیشه نزدیکی؛ من دورم... کاش میشد بهت نزدیک شم گفتی: و اذکر ربک فی نفسک تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال گفتم: این هم توفیق میخواهد! گفتی: ألا تحبون ان یغفرالله لکم گفتی: و استغفروا ربکم ثم توبوا الیه گفتی: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده گفتی: الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب گفتم: با این همه گناه، برای کدوم گناهم توبه کنم؟ گفتی: ان الله یغفر الذنوب جمیعا گفتی: و من یغفر الذنوب الا الله گفتی: ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین گفتی: الیس الله بکاف عبده گفتی:
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت 1:36 توسط ... |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
حديث قدسي :
هركه مرا بخواهد مي جويد و هركه مرا جستجو كند مي يابد و هركه مرا يافت دوستم مي دارد و هركه مرا دوست بدارد عاشقم مي شود و هركه عاشم شد من نيز عاشق او مي شوم و هركه من عاشق او شوم اورا براي خود مي خواهم و هركه را براي خود بخواهم او را مي كشم و هركه را من بكشم خونبهايش بر من واجب خواهد بود پس من خود خونبهايش مي شوم |
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 |
|
RSS
|